ممد اس بی سواد نادان
توی پرانتز نوشته فارسی سورستان
سورستان یا آسورستان یعنی سرزمین آشوری ها یا همون سوریه و عراق امروزی و فارسی سورستانی یا آسورانی یعنی گونه ای از فارسی که حالا به هر دلیلی اونجا رایج بوده ابله. ( که احتمالا به خاطر دین مانی و دودمان ساسانی بوده. )
... [مشاهده متن کامل]
همانطور که فارسی میانه تورفانی هم داریم که مربوط به ایغورستان چینه، روشنه که زبان فارسی میانه بومی اون سرزمین نبوده ولی به خاطر آیین مانی نقش زبان دین رو در اونجا داشته و البته گونه خاص خود و خط ویژه خود ( خط مانوی رو ) هم داشته
شما اراذل پانکرد شبه علم زده تا دیروز به گفته خودتان با "باستانگرایی پارسی" ستیز میکردید حالا مدعی هخامنشی و ساسانی شدید!؟ خیلی پررویی به خدا!
د اخه لعنتی مگه نمیگی ساسانی کورد شبانکاره بود؟ حالا چی شده میگی زبان ساسانی ساختگیه؟!
ساسانی به زبان خودش میگفته پارسیگ نه کوردیگ، پهلوی هم اصطلاحی برای اشاره به زبان ناحیه پارت که همان خراسان امروزی باشه، است. البته خراسان بعدها به گهواره رویش و بالش فارسی نو هم تبدیل شد.
حتی اگر اصل ساسانی به کردان هم برسه در اینکه فارسی امروزی زاده فارسی میانه یا پارسیگ ساسانی است هیچ شکی نیست، مضخرفات شما را حتی دانشگاه های اقلیم کردستان هم گردن نمی گیرند.
حالا بشمر ببین چندتا وام واژه عربی میبینی بدبخت متوهم
چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد زبان تو ایرانی تباره، چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد با لر ۸۰درصد مانستگی ژنی و با فارس ۷۰درصد و با آذربایجانی هم باز بیش از ۷۰درصد هماهنگی داری حالا تا صبح بنویس لر همون لوریه آذربایجانی هم مغوله.
در جواب وهسودان مرزبان
متاسفانه در اینجا مطالبی دیده میشه که اصلا قابل درک نیست. فارسی پهلوی سورانی؟؟؟؟!!!!! اینو از کجا آوردید؟؟؟؟!!!!.
قبلا واژه های کوردی رو به اسم زبان ساختگی پهلوی!! جعل می کردید و می دزدید. الان دیگه کلمه تعارفی پهلوی رو کنار گذاشتید و مستقیما به سراغ خود زبان کوردی آمدید؟؟!! هر چیزی یه حدی داره.
... [مشاهده متن کامل]
ضمنا خود فارسی، الان 66 درصد لغاتش از عربی تشکیل شده.
شوشه همان شمش است در فارسی خوارزمی و فارسی پهلوی و فارسی پهلوی سورانی ( فارسی سورستان ) حرف واو و میم به هم دگرش داشتند مانند دمان و دوان و پرماسیده و ماسیده مویز و ممیز و میویز و میمیز و کاوس و کاموس چمان و چوان چم و چو ( در سورانی چاو شده ) و شوشه و شیشه هردو چون خون و خین توت و تیت لوت و لیت است
... [مشاهده متن کامل]
وآژه شمشیر نیز که در پهلوی به گونه شوشیر و شفشیر امده به گونه ای از تیغ میگفتند وگرنه در پارسی باستانی شمشیر را توره میگفتند که با تبر از ریشه اند شوشه شمشه گلفهشنگ و دنگداله و قندیل به اب افسرده اویزان میگویند یخ اویزان و هر افسرده اویزان و بلند
شوشه : تغییر یافته شوشی یا شؤشه یا شوشا که واژه ی ترکی است امروزه همان شیشه ی فارسی است .
پیشروی در ۳ جبهه آغاز گردید : سمت راست به سوی شیروان، سمت چپ به سوی ایروان پایتخت ارمنستان و مرکز به سوی شوشا ( یا شیشه، شوشی، پناهآباد ) از قراباغ. ( اعتمادالسلطنه، صدرالتواریخ، ۱۳۴۹ش، ۲۵. )
... [مشاهده متن کامل]
شوشهای ز کال مشگین رنگ
گرد آتش چو گرد آینه زنگ
( هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 493 )
نهال در شعر انتظامی
اسم دخترانه و کوردی است که معنای آن همان شیشه است
مَنشور یا شوشه، جسمی است از جنس بلور یا جنسی دیگر که نور پس از عبور از آن تجزیه می شود. از نگاهی دیگر، منشور محیط شفافی است که به دو سطح صاف و شفاف غیر موازی ختم می گردد که از یک طرف همدیگر را قطع نموده،
... [مشاهده متن کامل] تشکیل رأس منشور را می دهند و در طرف دیگر قاعدهٔ منشور را می سازند. منشور از اصطلاحات معروف هندسه است. نیز نک منشور.