شمیده گردیدن ( گشتن ) ؛ بیم زده و مدهوش گشتن. ( یادداشت مؤلف ) :ملک سپاه به راهی بردکه دیو در آنشمیده گردد و گمراه و عاجز و مضطر. فرخی.+ عکس و لینک