شمعسان. [ ش َ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) مانند شمع. چون شمع : شاهدان را همه چون موم توان کردن نرم شمعسان با تو اگر سیم و زری مستوفاست.اثیر اومانی.رجوع به ماده های شمعصفت و شمعوش شود.
مانند شمعهمانند شمعشبیه شمعغم دل شمع سان بگداخت ما رابه صد محنت ز پا انداخت ما را✏ وحشی بافقی+ عکس و لینک