شمطاء

لغت نامه دهخدا

شمطاء. [ ش َ ] ( ع ص ) مؤنث اَشمَط. زن دوموی. ج ، شُمط، شُمطان. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). زن دوموی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). رجوع به اشمط شود.

پیشنهاد کاربران

"و قد اخرج علیهم وکیل النیابة امرأة شمطاء"
یومیات نائب فی الاریاف، ص٧٣ توفیق الحکیم
زنى که موى سر او سیاهو سفید است �� این واژه مؤنث ( الأَشْمَط ) است ( فرهنگ ابجدی , ص535 )
المختلط سواد شعرها ببیاضه. ( المعجم المفصل فی الجموع , ص251 )