لغت نامه دهخدا
- شلاقی رفتن ؛ به سرعت تمام رفتن. تند و تیز حرکت کردن. بسرعت. چاپاری : شلاقی خود را به رفقا رسانید. ( فرهنگ فارسی معین ). بسرعت و بعجله کاری را به انجام رسانیدن. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
شلاق کلمه ای تورکی است که در اصل شیلاق بوده و به معنی جفتک چهار پایان است از انجا که با زدن تازیانه به چهار پایان انها معمولا جفتک می اندازند فلذا شیلاق معادل تازیانه زدن شده و از تورکی وارد فارسی و عربی گشته است