شقیراء
لغت نامه دهخدا
پیشنهاد کاربران
طبق منابعی که در ادامه می آیند، تا حدودی مشخص می شود که بین کلمات حمیرا و شقیرا ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و همانطور که امروزه ما ایرانی ها افراد با موهای بلوند و پوست روشن را بور ( واژه ای فارسی مرتبط با رنگ سرخ ) خطاب می کنیم، میان اعراب هم مطمئنا کلمه ای برای خطاب قراردادن اشخاصی که ویژگی های ظاهری متفاوت با خودشان داشتند وجود داشت. تنها با یک جست وجوی ساده در اینترنت مشخص می شود که کلمه شقیرا که عربی ست مترادف بور فارسی است . یعنی اعراب از کلمه شقیرا برای اشاره به مردمانی که موی بلوند یا طلایی رنگ داشتند استفاده می کردند که بسیار بسیار در میان اعراب نادر بود. حال، برای اثبات این که حمیرا مرتبط است با رنگ سفید و سرخ ( یعنی مردمانی که آنقدر سفید هستند که در اثر احساساتی چون شرم، خشم و یا گرمای محیط و هرچه که موجب تحریک جسم شان شود برافروخته شده و در اثر همین برافروختگی، رنگ سرخ بر سفیدی شان غالب می شود و به طور خلاصه، سرخ و سفید می شوند ) ، به منابع زیر هم توجه می کنیم:
... [مشاهده متن کامل]
۱. وفی الجمل للمفید : قال لها یا شقیراء بهذا وصّاک رسول الله ، وقارن طبقات ابن سعد ٨ / ٥٠ تجد وصف النبیّ ( صلّى الله علیه وآله وسلّم ) لها أیضاً بالشقیراء ، فهی تسمى حمیراء وشقیراء.
توضیح: در کتاب جمل شیخ مفید، این شروع مکالمه بین حضرت علی و بانو عایشه پس از اتمام رویداد جمل است که فارغ از بررسی سند حدیث از باب رجال شناسی، حضرت علی ایشان را یا شقیرا خطاب کرده اند. در ادامه، از کتاب طبقات ابن سعد آمده که نبی اکرم بانو عایشه را شقیرا نیز صدا می زدند. در آخر نیز نتیجه گرفته که بانو عایشه هم حمیرا و هم شقیرا خطاب می شدند.
۲. از کجا می دانیم شقیرا به معنای موی طلایی ( به انگلیسی بلوند ) است؟ به روایت زیر توجه می کنیم:
النعمانی / 306 : � عن محمد بن مسلم ، عن أبی جعفر الباقر 7 قال : السفیانی أحمر أشقر أزرق، لم یعبد الله قط. . .
توضیح: در اینجا، راوی در توصیف سفیانی او را احمر ( سفیدپوست ) ، اشقر ( مو بلوند ) و ازرق ( چشم آبی ) توصیف می کند. در واقع، هر فردی که معنای رنگ ها را به عربی بداند متوجه می شود که عبارت احمر اشقر ازرق اشاره به فرد بور و چشم رنگی دارد ( توصیف غالب برای رومیان ) .
۳. حال، ببینیم در معنای حمرا که مصغر آن حمیراست از کتاب لسان العرب ابن منظور چه آمده است:
وَالْحَمْرَاءُ: الْعَجَمُ لِبَیَاضِهِمْ ولأَن الشُّقْرَةَ أَغلب الأَلوان عَلَیْهِمْ، وَکَانَتِ الْعَرَبُ تَقُولُ لِلْعَجَمِ الَّذِینَ یَکُونُ الْبَیَاضُ غَالِبًا عَلَى أَلوانهم مِثْلَ الرُّومِ وَالْفُرْسِ وَمَنْ صَاقَبَهُمْ: إِنَّهُمُ الْحَمْرَاءُ؛ وَمِنْهُ حَدِیثِ
توضیح: در این جا در توضیح معنای حمرا که مصغر آن حمیرا است می گوید این توصیفی است که عرب به عجم به دلیل سفیدی شان داده است. در ادامه، به غالب بودن رنگ سفیدی در مردم فارس و روم اشاره دارد و به همین دلیل عرب این مردمان را به حمرا توصیف کرده است.
در پایان، شایسته است توجه کنیم اعراب به دلیل آنکه اکثرا گندم گون ( به عربی سمرا ) هستند، گاهی در اشعارشان در تعریف زنان زیبا آنها را گندم گون معرفی می کردند که این به دلیل غالب بودن این رنگ در میان آنهاست. پس در نظر بگیریم که تعریف هر ملیتی از زیبایی متفاوت است و ممکن است عده ای زیبایی را در بوربودن ( شقیرا یا حمیرابودن ) و یا گندم گون بودن ( سمیرابودن ) بدانند. بنابراین، اگر در معنای حمیرا آمده است زیبارو، این تنها معنای کنایی آن است و یقینا سلیقه شخصی معجم نویسان در کنار باور عمومی افراد جامعه مورد نظر در این گونه تفاسیر اثرگذار بوده اند.
... [مشاهده متن کامل]
۱. وفی الجمل للمفید : قال لها یا شقیراء بهذا وصّاک رسول الله ، وقارن طبقات ابن سعد ٨ / ٥٠ تجد وصف النبیّ ( صلّى الله علیه وآله وسلّم ) لها أیضاً بالشقیراء ، فهی تسمى حمیراء وشقیراء.
توضیح: در کتاب جمل شیخ مفید، این شروع مکالمه بین حضرت علی و بانو عایشه پس از اتمام رویداد جمل است که فارغ از بررسی سند حدیث از باب رجال شناسی، حضرت علی ایشان را یا شقیرا خطاب کرده اند. در ادامه، از کتاب طبقات ابن سعد آمده که نبی اکرم بانو عایشه را شقیرا نیز صدا می زدند. در آخر نیز نتیجه گرفته که بانو عایشه هم حمیرا و هم شقیرا خطاب می شدند.
۲. از کجا می دانیم شقیرا به معنای موی طلایی ( به انگلیسی بلوند ) است؟ به روایت زیر توجه می کنیم:
النعمانی / 306 : � عن محمد بن مسلم ، عن أبی جعفر الباقر 7 قال : السفیانی أحمر أشقر أزرق، لم یعبد الله قط. . .
توضیح: در اینجا، راوی در توصیف سفیانی او را احمر ( سفیدپوست ) ، اشقر ( مو بلوند ) و ازرق ( چشم آبی ) توصیف می کند. در واقع، هر فردی که معنای رنگ ها را به عربی بداند متوجه می شود که عبارت احمر اشقر ازرق اشاره به فرد بور و چشم رنگی دارد ( توصیف غالب برای رومیان ) .
۳. حال، ببینیم در معنای حمرا که مصغر آن حمیراست از کتاب لسان العرب ابن منظور چه آمده است:
وَالْحَمْرَاءُ: الْعَجَمُ لِبَیَاضِهِمْ ولأَن الشُّقْرَةَ أَغلب الأَلوان عَلَیْهِمْ، وَکَانَتِ الْعَرَبُ تَقُولُ لِلْعَجَمِ الَّذِینَ یَکُونُ الْبَیَاضُ غَالِبًا عَلَى أَلوانهم مِثْلَ الرُّومِ وَالْفُرْسِ وَمَنْ صَاقَبَهُمْ: إِنَّهُمُ الْحَمْرَاءُ؛ وَمِنْهُ حَدِیثِ
توضیح: در این جا در توضیح معنای حمرا که مصغر آن حمیرا است می گوید این توصیفی است که عرب به عجم به دلیل سفیدی شان داده است. در ادامه، به غالب بودن رنگ سفیدی در مردم فارس و روم اشاره دارد و به همین دلیل عرب این مردمان را به حمرا توصیف کرده است.
در پایان، شایسته است توجه کنیم اعراب به دلیل آنکه اکثرا گندم گون ( به عربی سمرا ) هستند، گاهی در اشعارشان در تعریف زنان زیبا آنها را گندم گون معرفی می کردند که این به دلیل غالب بودن این رنگ در میان آنهاست. پس در نظر بگیریم که تعریف هر ملیتی از زیبایی متفاوت است و ممکن است عده ای زیبایی را در بوربودن ( شقیرا یا حمیرابودن ) و یا گندم گون بودن ( سمیرابودن ) بدانند. بنابراین، اگر در معنای حمیرا آمده است زیبارو، این تنها معنای کنایی آن است و یقینا سلیقه شخصی معجم نویسان در کنار باور عمومی افراد جامعه مورد نظر در این گونه تفاسیر اثرگذار بوده اند.