شفیع بردن

پیشنهاد کاربران

شفیع بردن ؛ شفیعآوردن. میانجی کردن :
سوی تو شفیع خواهم که برم برای وصلی
نبرم شفیع ترسم که مگر دریغ داری.
خاقانی.
به لبت شفیع بردم که مرا قبول خود کن
به ستیزه گفت خون خور که نه درخور منستی.
خاقانی.
و رجوع به ترکیب شفیع آوردن شود.
میانجی کردن