شفیع انگیختن

پیشنهاد کاربران

شفیع انگیختن ، شفیع برانگیختن ؛ شفیع قرار دادن. واسطه آوردن : ابوالحسن شفیعان برانگیخت که جز وی کس ندارد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 374 ) . و آخر شفیعان انگیخت تا از آن بجست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 255 ) . وزیر را یار گرفت و شفیعان انگیخت و هرچند بیش گفتند امیر ستیزه کرد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 663 ) .
...
[مشاهده متن کامل]

شفیع انگیخت پیران کهن را
که نزد شه برند آن سروبن را.
نظامی.
و رجوع به ترکیب شفیع آوردن و شفیع بردن و شفیع کردن شود.

واسطه قرار دادن