شرعبی
لغت نامه دهخدا
شرعبی. [ ش َ ع َ بی ی ] ( اِخ ) لقب عبیده تابعی. ( منتهی الارب ).
شرعبی. [ ش َ ع َ بی ی ] ( اِخ ) اُطُمی ( قلعه ای ) است پائین کوه ذباب. ( منتهی الارب ). از آطام یهود است در مدینه. ( یادداشت به خط دهخدا ). || ( ص نسبی ) منسوب است به شرعب. ( سمعانی ). رجوع به شرعب شود.
پیشنهاد کاربران
شرعبی. [ ش َ ع َ بی ی ] ( ع اِ ) نوعی از چادر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . نوعی از بُرد. ( مهذب الاسماء ) . || ( ص ) مرد دراز نیکوبدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) .
شرعبی. [ ش َ ع َ بی ی ] ( اِخ ) لقب عبیده تابعی. ( منتهی الارب ) .
... [مشاهده متن کامل]
شرعبی. [ ش َ ع َ بی ی ] ( اِخ ) اُطُمی ( قلعه ای ) است پائین کوه ذباب. ( منتهی الارب ) . از آطام یهود است در مدینه. ( یادداشت به خط دهخدا ) . || ( ص نسبی ) منسوب است به شرعب. ( سمعانی ) . رجوع به شرعب شود.
منبع. لغت نامه دهخدا
شرعبی. [ ش َ ع َ بی ی ] ( اِخ ) لقب عبیده تابعی. ( منتهی الارب ) .
... [مشاهده متن کامل]
شرعبی. [ ش َ ع َ بی ی ] ( اِخ ) اُطُمی ( قلعه ای ) است پائین کوه ذباب. ( منتهی الارب ) . از آطام یهود است در مدینه. ( یادداشت به خط دهخدا ) . || ( ص نسبی ) منسوب است به شرعب. ( سمعانی ) . رجوع به شرعب شود.
منبع. لغت نامه دهخدا