شذوذ

لغت نامه دهخدا

شذوذ. [ ش ُ ] ( ع مص ) تنها و نادر و غریب شدن. ( از منتهی الارب ). ندرت. نادر شدن. کمی ، مقابل اطراد. کم یابی.دیریابی. دشواریابی. ( یادداشت مؤلف ). عزت. اندک یافت شدن. ( لغت سید شریف جرجانی ). || پراکنده و یک یک گردیدن. ( منتهی الارب ). پراکنده شدن. || تنها و غریب کردن. لازم و متعدی است. ( از منتهی الارب ). || تنها شدن. ( لغت سید شریف جرجانی ). تنها ماندن. ( مهذب الاسماء ). رجوع به شذ شود.

فرهنگ فارسی

تنها و نادر و غریب شدن ندرت یا پراکنده و یک یک گردیدن .

پیشنهاد کاربران

شُذوذ
هر چیز ابتدایی که ناقص و زُمخت باشد و به تکمیل شدن نیاز داشته باشد، کودکی را تصور کنید که با گِل مجسمه حیوانی را ساخته است ولی به هیچ حیوانی شباهت ندارد در عین حال با دستکاری آن مجسمه حیوانی مانندی شکل میگیرد که هم شبیه حیوان باشد ولی به هیچ حیوانِ خاصی شباهت نداشته باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

شُذوذ، هر چیز جدید و نمونه اولیه، کمیاب
شُذوذات، جمع شُذوذ