شذوذ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
شُذوذ
هر چیز ابتدایی که ناقص و زُمخت باشد و به تکمیل شدن نیاز داشته باشد، کودکی را تصور کنید که با گِل مجسمه حیوانی را ساخته است ولی به هیچ حیوانی شباهت ندارد در عین حال با دستکاری آن مجسمه حیوانی مانندی شکل میگیرد که هم شبیه حیوان باشد ولی به هیچ حیوانِ خاصی شباهت نداشته باشد.
... [مشاهده متن کامل]
شُذوذ، هر چیز جدید و نمونه اولیه، کمیاب
شُذوذات، جمع شُذوذ
هر چیز ابتدایی که ناقص و زُمخت باشد و به تکمیل شدن نیاز داشته باشد، کودکی را تصور کنید که با گِل مجسمه حیوانی را ساخته است ولی به هیچ حیوانی شباهت ندارد در عین حال با دستکاری آن مجسمه حیوانی مانندی شکل میگیرد که هم شبیه حیوان باشد ولی به هیچ حیوانِ خاصی شباهت نداشته باشد.
... [مشاهده متن کامل]
شُذوذ، هر چیز جدید و نمونه اولیه، کمیاب
شُذوذات، جمع شُذوذ