واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : شَخ شدن _ بی حس، مبهوت، بی حرکت ماندن. مثال در گویش: از ترس چه گفتنم را ندانسته شخ شده مانده ام ( خشکم زد ) ، امشب از خنکی ( سردی ) همه شخ شدند، چرا ناخاست شخ شده
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
ماندی؟ در فرهنگ برهان در شرح شخ آمده است: هر چیز محکم را گویند. در گویش سمرقند همین محکم مجازا به معنی بی جنبش، بی حرکت آمده است.