شحناء

لغت نامه دهخدا

شحناء.[ ش َ ] ( ع اِمص ) دشمنی. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). دشمنی که دل کس را پر کرده باشد. ( از اقرب الموارد ). || منافسه. مبارات. ( یادداشت مؤلف ).

پیشنهاد کاربران

وَالقَلبُ لا یَنشَقُّ عَمّا تَحتَهُ
حَتّی تَحُلَّ بِهِ لَکَ الشَحناءُ
متنبی
بحر کامل
الشِّحْنَةُ : العَداوَةُ تَمْتلِئُ منها النَّفْس، کالشَّحْناءِ ( تاج العروس , ج18 , ص316 )
اَلشَّحْنَاءُدشمنى درونی. ( فرهنگ ابجدی , ص519 )
العداوة امتلأت منها النفس ( المنجد فی اللغة , ص377 )
...
[مشاهده متن کامل]

العَدَاوَةُ ، و عَدُوٌّ مُشَاحِنٌ ( المحیط فی اللغة , ج2 , ص428 )
شحنٰاءدشمنى ( ‏فرهنگ کنز اللغات , ج2 , ص781 ) دشمنى داشتن ( ‏فرهنگ کنز اللغات , ج2 , ص778 )

شحناء از ماده شحن ( بر وزن صحن ) به معنی پر کردن است ، و گاه به معنی مجهز ساختن نیز آمده است ، و شحناء به عداوتی گفته می شود که تمام وجود انسان را پر کند .