شتو

لغت نامه دهخدا

شتو. [ ش َت ْوْ ] ( ع مص ) در شتا اقامت گزیدن در شهری. ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ). زمستان به جایی مقیم شدن. ( المصادر زوزنی ). زمستان به جایی ایستادن. ( تاج المصادر بیهقی ). قشلاق کردن.( یادداشت مؤلف ). || قحطی رسیدن قوم را به زمستان. ( از اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). || سرد شدن زمستان. ( از اقرب الموارد ). || داخل شدن کسی در زمستان.

فرهنگ فارسی

در شتائ اقامت گزیدن در شهری یا قحطی رسیدن قوم را بزمستان .

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)

دانشنامه عمومی

شهر شتو ( به فرانسوی: Chatou ) در شهرستان ایولین در ناحیه ایل - دو - فرانس با جمعیت ۲۹٬۴۷۲ نفر[ ۱] در کشور فرانسه واقع شده است
عکس شتوعکس شتوعکس شتو
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

بپرس