واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : شَتْرَمه _ شخص تیز و فرز، چست و چالاک، بیقرار، شوخ. مثال در گویش: بچه وی جداً شترمه دیه، وی شترمه را مانید، یک کار را درست نمیکند. این واژه از ریشه عربی شطر است به معنی چست و چالاکی، هوشمندی، هشیاری، تیزکاری. در گویش سمرقندیان این واژه صورت شترمه را گرفته است.