شتر گاو پلنگ

/SotorgAvpalang/

معنی انگلیسی:
huggermugger, mess, camelopard, medley, hotchpot(ch)

لغت نامه دهخدا

شترگاوپلنگ. [ ش ُ ت ُ وْ پ َ ل َ ] ( اِ مرکب ) به معنی اشترگاو و شترگاو که همان زرافه است. گاوپلنگ. حیوانی است افریقایی که به قدر استر است ، پایش مثل پای گاو، و سم دارد و گردنش مثل شتر بلند و رنگ بدنش مثل بدن پلنگ خط و خالی است و نام عربیش زرافه است. ( فرهنگ نظام ) :
از یک طرفی مجلس ما شیک و قشنگ
وز یک طرفی عرصه به ملّیون تنگ
قانون و حکومت نظامی و فشار
این است حکومت شترگاوپلنگ.
فرخی یزدی.
مِنضَحَة. ( منتهی الارب ). و رجوع به زرافه و شترگاو و اشترگاو و اشترگاوپلنگ شود. || نام یکی از مهره های شطرنج کبیر. ( فرهنگ فارسی معین ). || کنایه از هر چیز نامتناسب و غیرمتجانس با هم باشد.

فرهنگ معین

( ~ . پَ لَ )(اِمر. ) ۱ - زرافه . ۲ - کنایه از: ناهماهنگی و بی تناسبی .

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) = زرافه
۲. (صفت ) [مجاز] ناهماهنگ.

دانشنامه آزاد فارسی

مترادف ها

camelopard (اسم)
شترگاوپلنگ، زرافه

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
منبع. عکس کتاب فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
_جلد_۳_ر_ق. صفحه ۱۵۴۸ - ۱۵۴۹
واژه ی شتر گاو پلنگ از سه ریشه ی واژه ی شتر و گاو و پلنگ
...
[مشاهده متن کامل]

فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

شتر گاو پلنگشتر گاو پلنگشتر گاو پلنگشتر گاو پلنگشتر گاو پلنگشتر گاو پلنگ
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
منبع. عکس کتاب فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
_جلد_۳_ر_ق. صفحه ۱۵۴۸ - ۱۵۴۹
واژه ی شتر گاو پلنگ از ریشه ی سه واژه ی شتر و گاو پلنگ
...
[مشاهده متن کامل]

فارسی هست
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

شتر گاو پلنگشتر گاو پلنگشتر گاو پلنگشتر گاو پلنگشتر گاو پلنگ
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
معنی شتر گاو پلنگ؛ عجیب است و غریب. قیاس مع الفارق است. توصیف نشده. ناهمگون و نامتناسب. زرافه است و شگفت. در گذشته به زرافه گفتند چون تنها در آفریقیه زیست میکرد و پنهان از نظر سایر ملل. گردنی دارد چون
...
[مشاهده متن کامل]
شتر، سری چون گاو، بدنی خال دار چون پلنگ. بهترین توصیف از زرافه در کتاب عجایب مخلوقات طوسی آمده. دو دست دارد دراز مانند دو عمودو پای کوتاه بی زانو و گردن دراز مانند علم. پوست وی سخت بود از آن جوشنها سازند. آهن بوی کار نکند. بچه پلنگ است و آهو ( شهریار بابادی نیاکان )

زرّافه ( درازای گردن چون "شتر" ، بدن چون "گاو" ، طرح پوست چون "پلنگ".
برابر پارسی واژه ( زرافه )
Incongruous; Heterogeneous; Motley; Hodgepodge; Jumble
زرافه
شتر گاو پلنگ یعنی زرافه