کاستن، کم کردن، سلب صلاحیت کردن از، شایسته ندانستن، مردود کردن
شایسته ندانستن
مترادف ها
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
حضرت اقا
شما مگر اوستاپژوهی فرمودید که میگویید در اوستا این واژه یا هم خانواده هایش نیستند؟
شما مگر اوستاپژوهی فرمودید که میگویید در اوستا این واژه یا هم خانواده هایش نیستند؟
شایسته صفت مفعولی مصدر شایستن با کنون بن شای است که واژه "شاید" از این ساخته شده است.
می شایست، می شاید
همچنین واژه شایان همساختار با گریان و بریان و جوشان و. . . هم از همین ریشه است.
به نظر من یکی شایستن بیشتر به معنی "احتمال داشتن" و در درجه بعدی به معنی "برازیدن و برازنده بودن" است.
می شایست، می شاید
همچنین واژه شایان همساختار با گریان و بریان و جوشان و. . . هم از همین ریشه است.
به نظر من یکی شایستن بیشتر به معنی "احتمال داشتن" و در درجه بعدی به معنی "برازیدن و برازنده بودن" است.