شاه وزوزک

لغت نامه دهخدا

شاه وزوزک. [ وِ وِ زَ ] ( اِ مرکب ) عهد شاه وزوزک ، دوره شاه وزوزک ؛ زمانی سخت دور در گذشته. ( یادداشت مؤلف ). کنایه از دوران بسیار قدیم و زمان گذشته و مترادف «عهد دقیانوس » است و نام شاه یا امیری خاص نیست و گاه آن را «پادشاه وزوزک » نیز میخوانند. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).

فرهنگ فارسی

عهد شاه و زوزک دوره شاه و زوزک زمانی سخت دور در گذشته .

پیشنهاد کاربران

( به لحن تحقیر ) نام شاهی افسانه ای در دوران بسیار کهن: چند تا شاعر و رمال و منجم دورش را گرفته بودند. نسب او را به پادشاه وزوزک رساندند. ( قصه اسب، ۲۱۷ ) پیرمرد تنهایی بود مال دورهٔ شاه وزوزک ( دیدار در هند، ۱۰۹ )
منبع کتاب فرهنگ فارسی عامیانه، ابولحسن نجفی