شاه وزوزک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
( به لحن تحقیر ) نام شاهی افسانه ای در دوران بسیار کهن: چند تا شاعر و رمال و منجم دورش را گرفته بودند. نسب او را به پادشاه وزوزک رساندند. ( قصه اسب، ۲۱۷ ) پیرمرد تنهایی بود مال دورهٔ شاه وزوزک ( دیدار در هند، ۱۰۹ )
منبع کتاب فرهنگ فارسی عامیانه، ابولحسن نجفی
منبع کتاب فرهنگ فارسی عامیانه، ابولحسن نجفی