شاه اندازی

/SAhandAzi/

لغت نامه دهخدا

شاه اندازی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) دعویهای بزرگ و بی اساس. لافهای گزاف. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

۱ - خودپسندی . ۲ - لاف و گزاف .

فرهنگ معین

(اَ ) (حامص . ) ۱ - خودپسندی . ۲ - لاف و گزاف .

پیشنهاد کاربران

در کتاب شلوارهای وصله دار رسول پرویزی هم این ترکیب آمده:
بابا چندین سال با آن شاه اندازی کرده بود. باتوجه به متن همان معنی دعوی بی اساس را می دهد. شاید بشود آن را، خود را بین بزرگان جا زدن هم تعبیر کرد