شالاپ شلوپ

/SAlApSulup/

لغت نامه دهخدا

شالاپ شلوپ. [ ش ُ ] ( اِ صوت مرکب ) حکایت آواز حرکات پای و دست و جامه آدمی در آب. ( یادداشت مؤلف ). شلب شلوب هم درتداول عامه بکار میرود. رجوع به ترکیب مزبور شود.

فرهنگ فارسی

حکایت آواز حرکات پای و دست و جامه آدمی در آب .

پیشنهاد کاربران

درود بر همگان ،
ما در اسپهان ( لنجان ) زمانی که چیزی بر زمین می افتند یا چیزی سدایی می دهد چنین میگویم :
اگر آن آبگون ( مایع ) باشد شالاپ میگویم که کسی که بت آب کوبه یا در آن راه میرود هم شالاپ شلوپ می گویند
...
[مشاهده متن کامل]

نمونه :
اون آب لیوان شالاپی افتاد
اگر آن سنگون ( جامد ) باشد تالاپ میگویم و برای نمونه اگر کسی سر سدا بسیار بکند میگویم :
تالاپ تولوپ نکن
یا زمانی که چیزی سنگون بر زمین بی افتاد چنین میگویم :
آن سنگ تالاپی افتاد
گمان کنم تالاپ به تندی آن هم همسو باشد و راستا بر زمین افتادن
چرا که به سرگین گاو در گویش ما ( تاپه ) هم میگویند چرا که تالاپی و تپه مانند می افتاد بر زمین
گرچه تالاپ تولوپ چم سر و صدا هم میدهد :
شالاپ شلوپ : سدای چیز های آبگون
تالاپ تولوپ : سدای چیز های سنگون
تالاپی : ناگهانی بر زمین افتادن ( برای سنگون )
شالاپی : ناگهانی به زمین افتادن ( برای آبگون )
پیروز و پایدار باشید ، بدرود.