فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - پیشانی جبهه . ۲ - خطوط پیشانی : سگرمه اش تو هم است .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
گویش مازنی
جدول کلمات
پیشنهاد کاربران
سگرمه یعنی اخم و چین و چروک به صورت انداختن
سگرمه کلمه ای تورکی است که به معنی پلک بوده و از فعل سیگیرمق یا سییرمق به معنی لغزاندن گرفته شده است سیگیر یا سییر ریشه ان بوده با اضافه شدن پسوند اسم ساز مه به شکل سیگیرمه و به معنی پلک که بروی چشم می لغزد در می اید و سییرمه نیز به کشو می گویند سیگیرمه در لغتنامه شاهمرسی انده است
ابرو
باتجربه ی مراجعه ی مستمر به لغت نامه های گوناگون وبا استناد به فرهنگ معین :
( س گِ مِ ) ( اِ. ) ( عا. ) 1 - خطوط پیشانی . 2 - اَخم .
و همین طور لغت نامه ی دهخدا:
ابروهای درهم کشیده، اخم. . .
... [مشاهده متن کامل]
به نظر منطقی تر می نماید که سگرمه به معنای ابرو ( و نه چین و خطوط پیشانی و اخم ) ومفرد باشد و سگرمه ها به معنای ابروان باشد.
دلیل اصلی ی این نتیجه گیری جمله ی معروف ( درهم رفتن سگرمه ها ) است که به هیچ صورت دیگر در جامعه مصطلح نیست وهمیشه به صورت جمع ( سگرمه ها ) استفاده می شود.
وچنانچه"سگرمه" به "ابرو " معنا شود، جدال ابروان ودرهم رفتن شان بسیار منطقی است.
باتجربه ی مراجعه ی مستمر به لغت نامه های گوناگون وبا استناد به فرهنگ معین :
( س گِ مِ ) ( اِ. ) ( عا. ) 1 - خطوط پیشانی . 2 - اَخم .
و همین طور لغت نامه ی دهخدا:
ابروهای درهم کشیده، اخم. . .
... [مشاهده متن کامل]
به نظر منطقی تر می نماید که سگرمه به معنای ابرو ( و نه چین و خطوط پیشانی و اخم ) ومفرد باشد و سگرمه ها به معنای ابروان باشد.
دلیل اصلی ی این نتیجه گیری جمله ی معروف ( درهم رفتن سگرمه ها ) است که به هیچ صورت دیگر در جامعه مصطلح نیست وهمیشه به صورت جمع ( سگرمه ها ) استفاده می شود.
وچنانچه"سگرمه" به "ابرو " معنا شود، جدال ابروان ودرهم رفتن شان بسیار منطقی است.