سودایی
/sowdAyi/
مترادف سودایی: دیوانه، مجنون، سودازده، شیدا، شیفته، عاشق، مالیخولیایی، سوداوی ، اگزمایی، گر
متضاد سودایی: صفراوی، دموی
معنی انگلیسی:
فرهنگ فارسی
مترادف ها
سودایی، سست مزاج
سودایی، اتشی مزاج، تند طبع، زود خشم، زود غضب
سودایی، شهوانی، احساساتی، اتشی مزاج
خیالی، سودایی، افسرده، مالیخولیایی
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
سودا. . . . . . فکر کنم فارسی و آذری ( نه ترکی ) و عربی از یک ریشه گرفته شده باشند. خیال و هوس شدید که به سوختن و جزغاله شدن میل کند بخاطر همین عاشقی شدید یعنی سودایی شدن. واژه هایی که دا میگیرند معنی
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
روشن با معنی سوزندگی میگیرند. مثل یلدا و بقیه واژه ها. سودا هم یعنی عشق سوزنده و جنون آمیز. هوس آتشین و تباه کننده میشه سودا که بهش مالیخولیا و فکر سودایی میگویند. کلمه مرتبط سوداگری با بار منفی تجارت سیاه معنی میشه.
از سبب سوزیش من سودایی ام
در خلالاتش چو سو فسطایی ام
در خلالاتش چو سو فسطایی ام
آتشین مزاج . مجنون . واله . پاکباز
ازخودبیخود . مجنون . واله . سرگشته وحیران. واژه ای دراصطلاحات عرفانی برای معرفی شخصی که ازخودبیخودشده است وبه شخصی که به جای عقل وتفکرمنطقی وبه سبب احساسات بدون عاقبت اندیشی ویاتحت تاثیربرخی حالات وهیجانات
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
معنوی بی باکانه وبدون تفکرو تدبرتصمیم گیریهایی میکند گفته میشود. همچنین ازاین واژه درطب سنتی نیز بامعانی طبی خاص خود استفاده میشود.