لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
۲. (اسم ) = سه کنج
۳. (اسم ) (ریاضی ) = مثلث
گویش مازنی
مترادف ها
سه گوش
سه گوش
سه گوش، مثلث، سه پهلو
سه گوش، سه لختی، سه نوک
سه گوش، مانند دال، دلتا مانند، سه بر
سه گوش، به شکل مثلث، مثلثی، سه گوشه، سه گوشی، دارای سه زاویه
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
به تمام چیزهایی که از اجزای سه گوش داشته باشد سه گوش گویند مثل مثلث و خیلی چیزها دیگر
سه کنج