synchronicity با تلفظ سینکرونیسیتی به زبان آلمانی شاید در اصل و ریشه از دو کلمه به شکل زیر ساخته شده بوده باشد؛ یکی سینکرونی و دیگری سیتی به معنای شهر. پیشوند سینکرونی هم شاید از ترکیب سین ( syn ) حرف اول ساعت به زبان فارسی و کرونی ساخته شده بوده باشد مخفف کرونیک ( chronic ) .
... [مشاهده متن کامل]
یک شهر را در فکر و خیال تصور نمائیم که محله های آن ساعت های اتمی باشند که جملگی هماهنگ و تنظیم شده با هم کار کنند.
دو فضا نورد دو قلو را در یک آزمایش فکری - خیالی - تصوری در نظر گیریم که یکی از آنها روی کره ی مریخ زندگی کند و دیگری روی کره ی زمین که به کمک دو مبایل یا گوشی معمولی با هم صحبت کنند و تصویر همدیگر را هم ببینند. این ارتباط سمعی - بصری به علت ثابت بودن سرعت نور و فاصله ی بسیار دور مکانی نمیتواند بین این دو قلو همزمان صورت پذیرد یا روی دهد. اما اگر این دوقلوی خوشبخت از دو مبایل کوانتمی استفاده کنند، شاید انتقال گفته ها و تصاویر شان دیگر به ارسال و دریافت اطلاعات مخابراتی با سرعت نور نیازی نداشته باشند، درست مانند دو الکترون روی یک مدار در اطراف هسته ی یک اتم که اسپین های آنها از لحاظ اندازه و جهت همیشه موازی و معکوس همند و از هم جدا شوند و یکی روی کره مریخ و دیگری روی کره ی زمین قرار گیرند و از درد این فراقت یا جدایی و دوری از همدیگر در هرلحظه در تب و تاب باشند. اسپین های این دو الکترون علارغم دوری از هم همیشه از لحاظ مقدار و جهت موازی و معکوس و چفت شده در هم میباشند و لذا اگر کوچکترین تغییری در یکی از آنها ایجاد شود، آن تغییر با سرعت بی نهایت یعنی بدون گذر زمان به دیگری منتقل میشود، یعنی اصل موازی بودن آن دو اسپین مورد خدشه قرار نمیگیرد.
انشتاین این پدیده را، اثر گذاری شبح وار از راه دور، نامیده است.
من خودم در این زمینه معتقدم که خدای حقیقی و واقعی ( و نه خدای کلمه ای دینی با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری که فقط در زبان و خط و فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد ) در لحظه ی جاودانه حال بطور همزمان ( یا سینکرون ) و بموازات هم و تنیده در هم از دو نوع پادشاهی یا فرمانروایی برخوردار است؛ یکی عینی - دنیوی - فیزیکی که هم بهشتی و هم جهنمیست تحت تابش نور روشن پدیده ی تولد و دیگری غیبی - برزخی - متافیزیکی در قالب رویا های حقیقی و روشن با کمیت و کیفیت بهشت برین تحت نور تاریک پدیده ی مرگ و آنهم برای هر فرد انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی و غیر زنده ) همیشه و هر بار تا لحظه ی بسته شدن مجدد نطفه در رحم مادر و بیداری و تولد دوباره ( همیشه حدود نُه ماه بعد ) در همین دنیا در مداری برتر و کمال یافته تر از قبل و آنهم بطور مطلق مستقل از کلیه پندارها، گفتارها و رفتار ها یا اعمال نیک و بد دنیوی و بدون کوچکترین تبعیض و استثنائی بین افراد انسانی. و نه تا وقت رسیدن به معاد و برپائی قیامت کبری و فصل برداشت محصول در آخرت بر اساس تصویر آسمانی - وحیانی - قرآنی در قالب سه کلمه به شکل《دنیا - برزخ - آخرت》 که یک راه بسیار کوتاه و میان بُر بیش نبوده و نمی باشد. البته با احترام کامل در پیشگاه اعلا و والای حکیم وحیانی و سراینده ی حکمت قرآنی یعنی محمّد رسول الله پیامبر یا پیام آور دین اسلام و کلیه ی موئمنین پیرو دین و حاملین یوغ شریعت وی بر دوش های خود.
... [مشاهده متن کامل]
یک شهر را در فکر و خیال تصور نمائیم که محله های آن ساعت های اتمی باشند که جملگی هماهنگ و تنظیم شده با هم کار کنند.
دو فضا نورد دو قلو را در یک آزمایش فکری - خیالی - تصوری در نظر گیریم که یکی از آنها روی کره ی مریخ زندگی کند و دیگری روی کره ی زمین که به کمک دو مبایل یا گوشی معمولی با هم صحبت کنند و تصویر همدیگر را هم ببینند. این ارتباط سمعی - بصری به علت ثابت بودن سرعت نور و فاصله ی بسیار دور مکانی نمیتواند بین این دو قلو همزمان صورت پذیرد یا روی دهد. اما اگر این دوقلوی خوشبخت از دو مبایل کوانتمی استفاده کنند، شاید انتقال گفته ها و تصاویر شان دیگر به ارسال و دریافت اطلاعات مخابراتی با سرعت نور نیازی نداشته باشند، درست مانند دو الکترون روی یک مدار در اطراف هسته ی یک اتم که اسپین های آنها از لحاظ اندازه و جهت همیشه موازی و معکوس همند و از هم جدا شوند و یکی روی کره مریخ و دیگری روی کره ی زمین قرار گیرند و از درد این فراقت یا جدایی و دوری از همدیگر در هرلحظه در تب و تاب باشند. اسپین های این دو الکترون علارغم دوری از هم همیشه از لحاظ مقدار و جهت موازی و معکوس و چفت شده در هم میباشند و لذا اگر کوچکترین تغییری در یکی از آنها ایجاد شود، آن تغییر با سرعت بی نهایت یعنی بدون گذر زمان به دیگری منتقل میشود، یعنی اصل موازی بودن آن دو اسپین مورد خدشه قرار نمیگیرد.
انشتاین این پدیده را، اثر گذاری شبح وار از راه دور، نامیده است.
من خودم در این زمینه معتقدم که خدای حقیقی و واقعی ( و نه خدای کلمه ای دینی با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری که فقط در زبان و خط و فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد ) در لحظه ی جاودانه حال بطور همزمان ( یا سینکرون ) و بموازات هم و تنیده در هم از دو نوع پادشاهی یا فرمانروایی برخوردار است؛ یکی عینی - دنیوی - فیزیکی که هم بهشتی و هم جهنمیست تحت تابش نور روشن پدیده ی تولد و دیگری غیبی - برزخی - متافیزیکی در قالب رویا های حقیقی و روشن با کمیت و کیفیت بهشت برین تحت نور تاریک پدیده ی مرگ و آنهم برای هر فرد انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی و غیر زنده ) همیشه و هر بار تا لحظه ی بسته شدن مجدد نطفه در رحم مادر و بیداری و تولد دوباره ( همیشه حدود نُه ماه بعد ) در همین دنیا در مداری برتر و کمال یافته تر از قبل و آنهم بطور مطلق مستقل از کلیه پندارها، گفتارها و رفتار ها یا اعمال نیک و بد دنیوی و بدون کوچکترین تبعیض و استثنائی بین افراد انسانی. و نه تا وقت رسیدن به معاد و برپائی قیامت کبری و فصل برداشت محصول در آخرت بر اساس تصویر آسمانی - وحیانی - قرآنی در قالب سه کلمه به شکل《دنیا - برزخ - آخرت》 که یک راه بسیار کوتاه و میان بُر بیش نبوده و نمی باشد. البته با احترام کامل در پیشگاه اعلا و والای حکیم وحیانی و سراینده ی حکمت قرآنی یعنی محمّد رسول الله پیامبر یا پیام آور دین اسلام و کلیه ی موئمنین پیرو دین و حاملین یوغ شریعت وی بر دوش های خود.
سنکرون یعنی همزمانی
همزمان، همگام
اصلاح سنکرون بیشتر در مبحث ماشین های الکتریکی مطرح است و کاربرد دارد و به معنی
ماشین ها یا موتورهای الکتریکی تکفاز است.
ماشین ها یا موتورهای الکتریکی تکفاز است.
سنکرون در اصلاح ماشین های الکتریکی بیشتر مطرح است و کاربرد دارد و به معنی موتورهای
الکتریکی تکفاز است.
الکتریکی تکفاز است.
تنظیم سرعت بین گیرنده و فرستده و به عبارت ساده تر باهم دیگر هم سرعت شدن
هم گام سازی