سنندگ

پیشنهاد کاربران

به گمان می رسد که:
سَنتَن یا سَنیدَن ( سَن - ) : روشن کردن
سَندار: روشن کردنی
سَنین: روشن کردنی
سَنیگ: روشن کردنی؛ بسته به روشن کردن
سَنتار: روشن کننده
سَنیدار: روشن کننده
سَناگ: سَنا، روشن ( شین را ساکن بخوانید؛ نور )
...
[مشاهده متن کامل]

سَنان: روشن کننده؛ نام جایی در نزدیکی فَسا
سَنیر: روشن کننده
سَنیندَگ ( سَنِندَگ بخوانید ) : سَنَندَگ، روشَن کننده، روشن ( نور ) ؛ سنندج، شهر مرکز اُستان گُوردستان ( به کوردستان معرّب شده است؛ سرزمین جنگاوران )
سَنیشن: روشن کردن
سَنیشنیگ: روشن کننده؛ روشن کردنی؛ بسته به روشن کردن
سَنیشنیه: روشن کردن
سَنیشنیها: با روشن کردن
سَنَگ: ابزاری برای روشن کردن
سَنینَگ: ابزاری برای روشن کردن
پَدیشسَن: ابزاری برای روشن کردن
سَنت: روشن کرد؛ روشن کردن؛ روشن کرده شده
سَنتَگ: روشن کرده؛ روشن کرده شده
سَنگاه: جای روشن کردن؛ زمان روشن کردن

شاید نام سنندج معرب سَنَندَگ باشد که باید در زبان پهلوی به صورت سَنیندَگ نوشته می شده است و به صورت سَنَندَگ یا سَنِندَگ خوانده می شده است. من این را از روی زاب های ( صفات ) کُنایی مانند خواننده، راننده، گوینده گمان می برم. اگر چنین باشد، ما می توانیم واژه های زیر را بپیوسیم ( انتظار داشته باشیم ) :
...
[مشاهده متن کامل]

سَنتَن ( سَن - ) : ؟
سَندار: سَنتَنی
سَنین: سَنتَنی
سَنیگ یا سَنیک: سَنتَنی؛ بسته به سَنتَن
سَنتار: سَنَنده
سَناگ: سَنَنده
سَنان: سَنَنده
سَنیندَگ ( سَنِندَگ بخوانید؛ به رو کنونی سَنَندَگ خوانده می شود ) : سَنَنده؛ سَنَندَج می تواند معرّب این واژه باشد که نام مرکز استان گُوردستان ( سرزمین گُوردها و پهلوانان و جنگاوران ) است
سَنیشن: سَننَن
سَنیشنیه: سَنتَن
سَنیشنیها: با سَنیدَن، با سَنتَن
سَنَگ: ابزاری برای سَنتَن
سَنینَگ: ابزاری برای سَنتَن
پَدیشسَن: ابزاری برای سَنتَن
سَنت: سَنید؛ سَنیدَن؛ سَنیده شده
سَنتَگ یا سَنیدَگ: سَنته، سَنیده؛ سَنته شده، سَنیده شده
شاید مردم اُستان گُوردستان بتوانند در یافتن چیم های این واژگان کمک بیشتری نمایند. من یک جایی به نام سنته را دیدم که شاید با نام سنندج در پیوند باشد و در فارسی واژه سَنا ( گ ) به چیم روشنایی و روشن ( نور در زبان پارسی پهلوی ) دانسته می شود و چون سناگ حالت کُنایی دارد می توان آن را هم چیم با روشن کننده یا روشن ( نور ) دانست.