سناریو

/senAriyo/

مترادف سناریو: فیلم نامه، فیلم نوشت

متضاد سناریو: پیس، نمایشنامه

معنی انگلیسی:
scenario, screenplay, continuity

فرهنگ فارسی

نمایشنامه، مخصوص فیلم سینما، داستان شرح صحنه ها

فرهنگ معین

(س ) [ ایتا. ] (اِ. ) فیلم نامه ، داستان مخصوص فیلم سینما.

فرهنگ عمید

داستان یا شرح صحنه های یک فیلم که در آن بیشتر به طرح ریزی صحنه ها و مناظری که باید فیلم برداری شود و چگونگی حرکت دوربین ها و گرفتن تصویر از هنرپیشگان توجه می شود و کارگردان از روی آن فیلم را تهیّه می کند.

جدول کلمات

فیلمنامه

پیشنهاد کاربران

فیلم نامه، فیلم نوشت
نمایش نامه
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

سناریوسناریوسناریوسناریو
درود
بر پایه گفته ی "اشکان"، واژه ی صحنه ( scene ) ، ریشه ایرانی دارد و با "سینه" و "سینی" یک ریشه دارد. سینه دیوار: پهنه دیوار.
و همچنین دیدگاه "ایرزاد" در این باره را می پسندم.
سِیرنوشت/ سِیرگذشت/سِیرنامه
راه کار
واژه مصوب فرهنگستان:
فرانامه
تعریف: داستان یا روایت یا توصیفی نظام مند از سلسله رویدادهایی که ممکن است در آینده رخ دهد
رزم‏نامه
تعریف: ترسیم و تجسم وضعیت هایی که دستیابی به هدف های منظورشده در دستورالعمل تمرین های راهکنشی فرمانده را امکان‏پذیر سازد
سناریو: نمانامه.
گزینه ( در بسیاری باره ها )
برای یافتن واژه ی برابر پارسی در برگردان زبان های بیگانه و بویژه عربی باید از برخورد از دید من، خشک مغزانه ی برگردان واژه به واژه پرهیز نموده، آرش آن ها را بسته به هر باره و گزاره بدیده گرفت.
...
[مشاهده متن کامل]

نمونه:
پوتین در یک همایش رسانه ای گفت: ما همیشه برای هر گزینه ای ( سناریویی ) آماده ایم.
از یادداشتی در دستِ کار

نمایشگاه، صحنه که در آنجا مانور نظامی صورت میگیرد.
سناریو پروازی رو چی بگم؟
فرآیند و سلسله کارهایی هست که در یک پرواز باید رعایت بشه
سناریو در علوم سیاسی چه معادلی می شه براش قرار داد؟
داستان، فیلمنامه
برنامه ریزی و تدبیر
دستاوردهای فکری عملی
دستاوردهای فکریه عملی
شرح داستان
( ( روایت ) )
تو حوزه ی کسب و کار، برای آینده پژوهی حالت های مختلف که ممکنه پیش بیان سناریو گفته میشه ( سناریو خوش بینانه، سناریوی محتمل تر، سناریوی بد بینانه ) .
روایت های مختلف معادل مناسبی هست. ( روایت خوش بینانه، روایت محتمل، روایت بدبینانه ) .
...
[مشاهده متن کامل]

به نظرم از معادل مستقیم سناریو ( داستان، فیلمنامه، . . . ) زیباتر، کاربردی تر و پر معنا تره.
روایت داستان رو از دید راوی های مختلف داستان بررسی میکنه ( حالتهای سوم شخص یک داستان )

نوشتن فیلمنامه ها

سناریو: متن نوشته شده برای ساخت فیلم، بدون جزئیات فنی نظیر چگونگی حرکت دوربین. سناریو به زبان ایتالیایی به معنای فیلمنامه است. ( اصطلاح سینمایی )
فرنامه از پهلوی به جای سناریو.
فرنامه از پهلوی باستان
سلام. کلمه پهلوی فرنامه به جای سناریو عالی است. این نظر حقیر است.
سناریو
نمایشنامه ، صحنه آوری ، سهن آری ، سهن آرو ( آر او از آوردن مانند کِشو : کِش او از کِشیدن ) ، نظرنوشته ، نگرنوشته، بازینامه، بازینوشته
یعنی فیلم نامه ای که بر اساس داستانی ازش فیلم میسازند و در سینما اکران میشود

داستان. فیلم نامه. اتفاقی غمگین
داستان. یک اتفاق غمگین
سناریو ( اجتماعی، اقتصادی وسیاسی ) =چندرویکنش.
شرح نامه
داستان
طرح
متن
فیلمنامه، وضعیت، حالت ( برای نمونه در worst case scenario که �بدترین حالت یا وضعیت� ترجمه می شود، طرح قبلی برای انجام کاری
فیلنامه
نمایشنامه مخصوص فیلم سینما
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٤)