سماق پالان


معنی انگلیسی:
colander, cullender

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ظرف سوراخ داری که جهت صاف کردن اشیائ آبدار به کار برند .

پیشنهاد کاربران

سُماق پالان ، سوماخ پالان ( اسم مرکب )
تلفظ: somāq - pālān
صورت های گویشی: سوماخ پالان ( در ترکی آذربایجانی ) ، سماق پالا، سماق پالاون.
تلفیق ساختاری: سُماق ( اسم گیاه ) پالان ( اسم ابزار از ریشه ٔ پالودن و پالیدن )
...
[مشاهده متن کامل]

تعاریف و معانی:
۱. ( اسم، صنایع دستی و گیاه شناسی مردم شناختی ) آبکش، نوعی سبد، چلوصافی یا آبکش دست بافت سنتی که از بافتن ترکه های باریک، تر و انعطاف پذیر درختچه سماق ساخته می شده است. این ابزار به دلیل دوام بالای ترکه های جوان چوب گیاه سماق و مقاومت آن در برابر آب داغ و رطوبت، دوام بالا، برای صاف کردن برنج، غلات و حبوبات در مطبخ های سنتی قدیم به کار می رفته است.
۲. ( اسم، گویش شناسی ) در گویش های بومی ترکی آذربایجانی ( مانند تبریز، هریس، هوراند، خوی و زنجان ) ، به روش توسعه معنایی، نام عام برای مطلقِ �آبکش� و �چلوصافی� ( اعم از ترکه ای، مسین، فلزی یا پلاستیکی ) .
پیشینه جغرافیایی و صنعت سبدبافی:
رویشگاه های کهن: مناطق کوهستانی و جنگلی آذربایجان ( به ویژه حوزه ارسباران / قره داغ و منطقه هوراند ) از قدیمی ترین، متراکم ترین و معروف ترین رویشگاه های طبیعی و خودروی درختچه سماق در فلات ایران محسوب می شدند.
صنعت بومی بافت: در سنت مادی و صنایع دستی این مناطق، بهره برداری از پاجوش ها و شاخه های جوان و ترِ سماق برای صنعت ترکه بافی و سبدبافی قدمتی دیرینه دارد. انعطاف پذیری بالای شاخه های جوان سماق و پوسته نینداختن آن در مجاورت رطوبت و آب داغ، این گیاه را به یکی از اصلی ترین مواد اولیه برای بافت ابزارهای آشپزخانه و آبکشی تبدیل کرده بوده است.
ریشه شناسی ( Etymology ) :
بخش اول ( سُماق ) : وام واژه ای از ریشه سامی ( سریانی: Sūmmāqā / سُومّاقا به معنای سرخ و ارغوانی ) ؛ اشاره به گیاهی که علاوه بر خوشه های میوه، پاجوش ها، ترکه های جوان و ساقه برگ های آن نیز دارای طیف رنگی ارغوانی و قهوه ای - سرخ هستند.
بخش دوم ( پالان ) : اسم ابزار، ساخته شده از ماده مضارع فعل �پالودن / پالیدن� ( پال - ) به همراه پسوند اسم ساز �ـان� ( هم ریشه با پالوده، پالونه و ترش پاله ) به معنای صاف کننده، صافی و فیلتر.
شواهد و منابع مکتوب:
فرهنگ های کهن: ثبت شده در فرهنگ های لغت دوره صفوی و قاجار ( از جمله فرهنگ جهانگیری، برهان قاطع و فرهنگ رشیدی ) به عنوان یکی از ابزارهای اصیل مطبخ.
اسناد تاریخی: مندرج در وقف نامه ها و اسناد دیوانی ( از جمله وقف نامه مدرسه مروی تهران، ۱۲۳۱ هجری قمری ) در فهرست ظروف و ابزارهای آشپزخانه.
فرهنگ های گویشی: ثبت شده در فرهنگ دیالکتولوژی آذربایجان ( Azərbaycan Dialektoloji L�ğəti ) به عنوان مدخل گویشی آبکش در مناطق مختلف جنوب ارس.

در اصفهان سماق پالون گویند به معنی سوراخ پیاله. و در شیراز تُرُش باله گویند به معنی تراوش پیاله.
پالیدن به معنی تصفیه کردن و جدا کردن
و سماق پالان یعنی پالیدن پوسته سماق از هسته آن که با مالش دادن سماق در ظرف سوراخ دار پوسته آن جدا شده و از سوراخ خارج می شود. و ظاهرا این ظرف سوراخ دار موارد استفاده بسیار دارد.
سماق ازدوکلمه ( ( س= سر ) ) و ( ( ماق= مایع= سر مایعات را تفاله زدودن و ماده مایع راصاف نمودن. ) ) ترکیب یافته بنابراین سماق پالان =وسیله ای که سرمایعات را ازخودمایع جدا وتصفیه وپالایش می نمایندچون جداکردن
...
[مشاهده متن کامل]
تفاله انگور لهیده ازآب انگورش. ظرف دوارآبخور، آبکش. آب فروکش، آب زُدا، ابزارصافی . سُماخ= انگورلهیده

این کلمه فرانسوی است که به فارسی همون ابکش ترجمه می شود و فرانسوی هایی که به اصفهان امدند چون اینجوری می گفتند اصفهانیها هم دیگر به این نام میگفتند
آبکش !
الک کننده سماق احتمالاً .
سماق پالان یا سماخ بالون
من فکر میکنم همون "سوراخ باران" بوده
یعنی ظرفی که سوراخ باران شده
کلمات مترادف درمواردی تکمیل کننده معنی هستند
در مناطقی از اذر بایجان سوزن ونوع چوبی ان چکه بکار می رود