سرگوشی. [ س َ ] ( اِ مرکب ) در گوش کسی آهسته سخن گفتن. ( آنندراج ) ( غیاث ). نجوی : تا دگر بر سرم چه می آردزلف او باز گرم سرگوشی است.عنایت خان آشنا ( از آنندراج ).- سرگوشی کردن ؛ نجوی کردن. به خفی رازی گفتن.
سخنان درگوشینجواپچ پچزمزمهبیان می کرد هر سو غنچه با گلبه سر گوشی حدیث خون بلبل✏ وحشی بافقیدر گویش افغانستانی یعنی درگوشی ، پچ پچ کنان+ عکس و لینک