سرما خوردن


مترادف سرما خوردن: زکام شدن، چایمان کردن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) متاثر شدن از سرما زکام کردن

واژه نامه بختیاریکا

سَرده کردن

جدول کلمات

چاییدن

پیشنهاد کاربران

"خوردن" در اینجا "برخوردن" است.
نه "خوردن" در "خوراک خوردن" ( بردن در دهان و پایین دادن! )
چاییدن
catch ( one's ) death ( of cold ) = get a very bad cold
I'm feeling puny
انگار سرما خوردم
Catch a cold