اصطلاح فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : سَرش بَه آب ریختن. به سر چیزی آب ریختن، نابود کردن، چیزی را یا کاری را بی اندیشه و بی فکر و تدبیر تغییر دادن، فرصت خوبی را از دست دادن. مثال در گویش: یک قوتی نان
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
شیرین آورده بودم، بچه ها در یک روز سرش به آب ریخته اند، کسی یک پیشه را بیهده ترک کرده به کار دیگر مشغول گردد، میگویند: فلانی به سر معلمی آب ریخته به تجارت مشغول شدند.