سرریز کردن


مترادف سرریز کردن: بیرون ریختن، لب ریز کردن، مالامال کردن

فرهنگستان زبان و ادب

{decanting} [شیمی] عمل ریختن مایع بدون ایجاد اختلال در رسوب زیرین

پیشنهاد کاربران

پیشنهادِ واژه :
گُشاردن، گُشُردَن/گُشار - : سرریز کردن، طغیان کردن
برابر با " overflow" در عَنگلیسی.
گُشارِش: طغیان
"گُشاردَن/گُشار - " برآمده از پیشوندِ "گُ - " و واژه یِ "شاریدن/شار - " به معنایِ " جریان داشتن" است.
...
[مشاهده متن کامل]

پس "گُشاردَن" به هر آنچه که دارایِ " جریان/شارش" است نِشانِش دارد، نَه اینکه تنها به " آب".

یعنی آب و روغن مانند آب وروغن را می خواهیم جدا کنیم بعد هم چون آب سنگین است پایین آب میرود و چون که روغن سبک است پایین میماند و آب و روغن باهم مخلوط نمی شوند به همین دلیل روغن را با قاشق میتوان جدا کرد .