سرخچه
/sorxCe/
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
جوششی باشد سرخ رنگ که بیشتر بر اندام اطفال پدید آید .
واژه نامه بختیاریکا
مترادف ها
سرخک، کرم کدو، سرخچه، دانه های سرخک
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
لغت نامه دهخدا:سرخیژه. [ س ُ ژَ / ژِ] ( اِ مرکب ) رجوع به سرخچه و سرخژه و سرخیزه شود.
در گویش شهرستان بهاباد به سرخچه، سرخریزه/sorkhrizeh/ گویند.
در گویش شهرستان بهاباد به سرخچه، سرخریزه/sorkhrizeh/ گویند.