سجال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. دلوهای پرآب.
۳. [مجاز] منابع سرشار.
پیشنهاد کاربران
سجام. [ س َ ] ( اِ ) شجام. و رجوع کنید به سجانیدن ، سجیدن ، سجد، سجن. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) . سرمای سخت. ( برهان ) ( آنندراج ) . رجوع به شجام شود.
سجام. [ س ِ ] ( ع مص ) روان شدن اشک. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
سجام. [ س ِ ] ( ع مص ) روان شدن اشک. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) .
منبع. لغت نامه دهخدا