سجاحت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. آسانی و نرمی.
۳. نرم خویی.
پیشنهاد کاربران
سجاحت. [ س َ ح َ ] ( از ع ، مص ) نرم خوی بودن : بر رجاحت عقل و سجاحت خلق و صدق وفا واتساع عرصه کرم. . . آفرینها گفتند. ( ترجمه تاریخ یمینی ) . مرد از کمال کرم و سجاحت اخلاق سلطان که دیباچه معالی بدان آراسته بود. ( ترجمه تاریخ یمینی ) . ذکرفصاحت قلم و سجاحت شیم و نفاست همم و قلت التفات اوبه دینار و درم در جهان شایع. ( ترجمه تاریخ یمینی ) . || نرم و تابان گردیدن رخسار. || کم گوشت گردیدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) .
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
منبع. لغت نامه دهخدا