ستیغ، قله، نوک کوه، اوج، چکاد
این واژه پارسی به معنای stick در انگلیسی است. چسبیدن، گیر کردن.
من ستیگیدم ( گیر کردم، چسبیدم ) stuck
من می ستیگم ( گیر می کنم، می چسبم ) stick
من ستیگر دارم ( برچسب ) sticker
من ستیگیدم ( گیر کردم، چسبیدم ) stuck
من می ستیگم ( گیر می کنم، می چسبم ) stick
من ستیگر دارم ( برچسب ) sticker