( مصدر ) ۱ - مدح کردن ستودن . ۲ - شکر نعمت ( خدا ) بجای آوردن . مدح کردن . نیکویی گفتن
جدول کلمات
نه, ستودن, ,,,,
مترادف ها
eulogize(فعل)
تشویق کردن، ستودن، ستایش کردن، مداحی کردن، مدح کردن
praise(فعل)
ستودن، ستایش کردن، چاپلوسی کردن، علم کردن، ریشخند کردن، لاف زدن، خوشامد گویی کردن، تعریف کردن، تمجید کردن، تمجید و ستایش کردن، نیایش کردن
worship(فعل)
ستودن، پرستش کردن، ستایش کردن، پرستیدن، عبادت کردن
adore(فعل)
عشق ورزیدن، ستودن، پرستش کردن، ستایش کردن
commend(فعل)
ستودن، ستایش کردن
glorify(فعل)
ستودن، ستایش کردن، علم کردن، تجلیل کردن، تعریف کردن از، تکریم کردن، مشهور کردن، بر جسته کردن، جلال دادن
pay tribute(فعل)
ستایش کردن
laud(فعل)
ستایش کردن، علم کردن، مدح کردن، تمجید کردن
فارسی به عربی
امدح , مجد
پیشنهاد کاربران
ستایش واژه ای فارسی و برگرفتهاز فعل ستودن ( sutūdan ) به معنای مدح کردن و تمجید کردن می باشد . این واژه در اوستایی با ریخت staoiti و سانسکریت با ریخت śtauti یا śtute آمده است .
لری بختیاری یَشتنیدِن:ستایش کردن، تکریم یَشتِسِن:مورد ستایش قرار گرفتن