�نگارش روایی�، بسیار پیچیده تر از �نگارش توصیفی� است. در حالی که اثری نوشته شده به �سبک توصیفی�، مثلا یک شعر، ممکن است صحنه یا حتی رویداد و افرادی را توصیف کند، معمولا به سطحی عمیق تر نمی رود، پرداختی به افکار درونی شخصیت ها نمی کند و خبری از داستانی کامل با آغاز، میانه و انتهای مشخص به همراه دیالوگ نیز در آن نیست. تقریبا تمام رمان های داستانی در این طبقه بندی قرار می گیرند، و همینطور شعرهای حماسی و افسانه های به نسبت طولانی.
... [مشاهده متن کامل]
در نگارش روایی، داستانی برای روایت وجود دارد: یک پیرنگ مشخص که با محیط، شخصیت ها، دیالوگ، کشمکش و پایان بندی کامل می شود. یک اثر روایی معمولا خط زمانی یا ترتیبی مشخص از رویدادها را در خود دارد که در طول روایت داستان، کشمکش ها و در نهایت پایان بندی را رقم می زند. برخی از آثاری که از �سبک روایی� استفاده می کنند، عبارتند از: رمان های داستانی، زندگی نامه ها، فیلمنامه ها، شعرهای حماسی، اسطوره ها و افسانه ها.
حس می کند که سردرد از پشت گردنش به بالا می خزد. قد راست می کند. نه، این یاد سردرد است، هراس از سردرد است، و هردوی این ها چنان زنده است که دست کم برای لحظه ای از شروع خود سردرد تشخیص شان نمی دهد. راست می ایستد و منتظر می ماند. عیب ندارد. عیب ندارد. دیوارهای اتاق نمی لرزد؛ چیزی از پشت گچ دیوار زمزمه نمی کند. این خود اوست، آن جا ایستاده، با شوهری در خانه، با خدمتکارها و فرش ها و بالش ها و چراغ ها. این خود اوست. از رمان �ساعت ها� اثر �مایکل کانینگهام�
تشخیص آثار روایی معمولا کار چندان سختی نیست، اگرچه گاهی اوقات می توان آن ها را با آثار نوشته شده به �سبک توصیفی� اشتباه گرفت. تفاوت اصلی در تشخیص این دو سبک از یکدیگر، وجود یا عدم وجود خط داستانی یا پیرنگی بسط داده شده است. اگر چنین خط داستانی یا پیرنگی وجود دارد، به احتمال قریب به یقین در حال مطالعه ی اثری به �سبک روایی� هستید. ( برگرفته از ایران کتاب )
... [مشاهده متن کامل]
در نگارش روایی، داستانی برای روایت وجود دارد: یک پیرنگ مشخص که با محیط، شخصیت ها، دیالوگ، کشمکش و پایان بندی کامل می شود. یک اثر روایی معمولا خط زمانی یا ترتیبی مشخص از رویدادها را در خود دارد که در طول روایت داستان، کشمکش ها و در نهایت پایان بندی را رقم می زند. برخی از آثاری که از �سبک روایی� استفاده می کنند، عبارتند از: رمان های داستانی، زندگی نامه ها، فیلمنامه ها، شعرهای حماسی، اسطوره ها و افسانه ها.
حس می کند که سردرد از پشت گردنش به بالا می خزد. قد راست می کند. نه، این یاد سردرد است، هراس از سردرد است، و هردوی این ها چنان زنده است که دست کم برای لحظه ای از شروع خود سردرد تشخیص شان نمی دهد. راست می ایستد و منتظر می ماند. عیب ندارد. عیب ندارد. دیوارهای اتاق نمی لرزد؛ چیزی از پشت گچ دیوار زمزمه نمی کند. این خود اوست، آن جا ایستاده، با شوهری در خانه، با خدمتکارها و فرش ها و بالش ها و چراغ ها. این خود اوست. از رمان �ساعت ها� اثر �مایکل کانینگهام�
تشخیص آثار روایی معمولا کار چندان سختی نیست، اگرچه گاهی اوقات می توان آن ها را با آثار نوشته شده به �سبک توصیفی� اشتباه گرفت. تفاوت اصلی در تشخیص این دو سبک از یکدیگر، وجود یا عدم وجود خط داستانی یا پیرنگی بسط داده شده است. اگر چنین خط داستانی یا پیرنگی وجود دارد، به احتمال قریب به یقین در حال مطالعه ی اثری به �سبک روایی� هستید. ( برگرفته از ایران کتاب )