سایمه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
۱ - مونث سایم . ۲ - چارپایانی که در گیاه زاری که همه مسلمانان در آن شریک باشند چریده باشند . ۳ - رمه گوسفند .
پیشنهاد کاربران
سایمه و سایمهء در چابهار اسم خانم است.
سایمه و سایمهء از سائم عربی آمده است به معنی چهارپایان اهلی
سایمه و سایمهء از سائم عربی آمده است به معنی چهارپایان اهلی