سازگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) موافق. سازگار. سازوار : ز بخت بد چه طمع کرده ای که سازگر آیدز گوش کر چه توقع کنی سخن شنوی را.درویش واله هروی ( از آنندراج ).رجوع به سازگار شود.
❍ اسم ( adapter/adaptor ) : وسیله ای که ویژگی های دو سیستم برقی را باهم سازگار ساخته تا میان شان اتصال برقرار گردد. {علم الکترونیک}ساز گار معنی دیگری هم دارد یک نواخت بودنعامل = [فاکتور ( لاتین ، ساختن ) ]سازگر های همبودین = عوامل اجتماعی+ عکس و لینک