ساز و نوا. [ زُ ن َ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) ساز و آواز. ساز و سرور. بزن و بکوب. ساز و نواز : رطل کشان صبح را نزل و نوای تازه بین زخمه زنان بزم را ساز و نوای تازه بین. خاقانی. - بسازو نوا ؛ با ساز و آواز، با تار و طنبور : تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند قول و غزل بساز و نوا میفرستمت.