۱. معنی در کلیدر
در کلیدر، سارغ به پارچه ای مربع شکل گفته می شود که برای بستن و حمل نان، لباس، وسایل یا خرده بار از آن استفاده می کنند.
این پارچه گاهی روی زمین نیز پهن می شود و نقش سفره را دارد؛ بنابراین �سفره� یکی از معانی آن است، اما معنای اصلی آن پارچهٔ چندمنظوره است.
... [مشاهده متن کامل]
۲. معنی در فارسی معیار
معادل های نزدیک:
بقچه ⭐ ( دقیق ترین )
سفرهٔ پارچه ای
مندیل بزرگ
پارچهٔ بسته بندی
اگر منظور حمل وسایل باشد، بقچه از �سفره� دقیق تر است.
۳. کاربرد
برای بستن نان.
برای حمل لباس و وسایل شخصی.
برای پهن کردن غذا روی زمین.
در سفر، کوچ و کار روزانهٔ روستاییان.
۴. ریشه شناسی ( Etymology )
ریشهٔ دقیق سارغ در منابع زبان شناسی روشن نیست و به نظر می رسد از واژه های بومی گویش های خراسان باشد. این واژه در فارسی معیار رواج ندارد و بیشتر در فرهنگ های محلی ثبت شده است.
۵. تحول تاریخی
پیش از رواج کیف، کوله پشتی و ساک، مردم بسیاری از وسایل خود را در پارچه ای مربع می پیچیدند و گره می زدند. �سارغ� یکی از نام های محلی همین پارچه است که امروزه بیشتر در متون ادبی و مردم شناسی دیده می شود.
۶. نکات فرهنگی
در زندگی روستایی کلیدر، سارغ وسیله ای ساده اما بسیار کاربردی است. یک تکه پارچه می تواند:
بقچهٔ لباس باشد،
سفرهٔ غذا باشد،
نان را تازه نگه دارد،
یا هنگام سفر، وسایل را در خود جای دهد.
این چندمنظوره بودن، بخشی از سبک زندگی ساده و کاربردی مردم آن دوران را نشان می دهد.
۷. مثال
نان ها را در سارغ پیچید و راه افتاد.
لباس هایش را در سارغ بست و بر دوش انداخت.
سارغ را روی زمین پهن کردند و سفره آماده شد.
۸. نزدیک ترین معادل های انگلیسی
بسته به بافت:
cloth bundle ⭐
bundle cloth
wrapping cloth
cloth for carrying bread and clothes
picnic cloth ( اگر نقش سفره داشته باشد )
اگر منظور پارچه ای باشد که برای حمل وسایل گره می زنند، bundle cloth یا cloth bundle از همه دقیق تر است.
۹. واژه های مرتبط
بقچه
سفره
مندیل
دستار
نان
توبره
سارِغ: سفره پارچه ای. دستار خوان. بساط پارچه ای نان.
مارال در کار بستن گِرده های نان ساج میان سارغ بود. ، ( کلیدر ج۸ص ۲۲۶۷ )
سارُغ/ s�r�gh : سفره، پارچه ای که مربع که نان، رخت و . . . درآن ببندند.
مانند: شیدا، سارغ نانش را به شانه بسته بود . . .
کلیدر
محمود دولت آبادی
سارق/ saregh : پارچه ای بزرگ چار گوش رنگی که لباس را در آن نهند یا سوارکاران بر روی زین اندازند تا زین عرق نکند و بعد از پیاده شدن زین را در آن پیچند، که به آن سارق زین گویند.
... [مشاهده متن کامل]
فرهنگ کیان
فرهنگ و واژه نامه لکی
کریم کیانی کولیوند
سارغ/ سارخ / sāregh / sārex :
۱ - بقچه ی لباس آنچه در آن پارچه بپیچند.
۲ - قنداق بچه، پارچه ای که در آن نوزاد را بپیچند.
در آذربایجان بیشتر ( ( سارخ ) ) گویند. در بیشتر لهجه های محلی ایران به گونه های ( ( سارغ ) ) ، ( ( سارخ ) ) ، و ( ( سارق ) ) به کار می رود .
فرهنگ واژگان آذری
تالیف: فیروز منصوری
سارخ/ sārəx : بقچه، از واژه ی ترکی سارماق به معنی پیچیدن گرفته شده است.
فرهنگ واژگان تبری
زیر نظر:جهانگیر نصری اشرافی
سارق : بوخچه، پریسکه، بقچه
فرهنگ
کردی - فارسی
هه ژار
انتشارات سروش
در گویش مردم مهاباد اصفهان واڑه سارق یا سارغ که با ضم "ر" تلفظ می شود به معنای دستمالگونه بزرگی ( که از بقچه، بزرگتر و از چادرشب، کوچکتر است. ) می باشد که معمولا برای انتقال یونجه و علف ( و مواردی شبیه این ها ) که از باغ ها یا دشت ها چیده شده اند، مورد استفاده قرار می گیرد.