ساردوئیه

لغت نامه دهخدا

ساردوئیه. [ ی َ ] ( اِخ ) نام یکی از بخشهای پنجگانه شهرستان جیرفت ، در شمال باختری جیرفت واقع، و از طرف شمال به بخش راین ، از خاور به بخش جبال بارز و از جنوب به بخش سبزواران ، و از باختران به بخش بافت محدود است. اراضی آن کوهستانی و جنگلی ، و هوای آن سردسیر، فقط دهستان اسفندقه آن گرمسیر است. بلندترین کوه این بخش کوه بهر آسمان است که ارتفاع قله ٔآن 3497 گز است. آب آن از رودخانه و چشمه و قنات ، ومحصول آن غلات و لبنیات است ، و اهالی آن به زراعت و مالداری اشتغال دارند. این بخش 18800 تن سکنه دارد واز 552 آبادی و 9 دهستان باین شرح تشکیل شده است :
1 - دهستان ساردوئیه : با 78 آبادی و 3785 تن سکنه. 2 - دهستان گروه : با 36 آبادی و 1477 تن سکنه. 3 - دهستان دلفارد: با 83 آبادی و 1485 تن سکنه. 4 - دهستان سرویزن با 43 آبادی 1485 تن سکنه. 5 - دهستان سرمشک : با 27 آبادی و 999 تن سکنه. 6 - دهستان هترا:با 51 آبادی و 2047 تن سکنه. 7 - دهستان گور: با 67آبادی و 2463 تن سکنه. 8 - دهستان بهر آسمان : با 111 آبادی و 1884 تن سکنه. 9 - دهستان اسفندقه : با 47 آبادی و 3255 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

ساردوئیه. [ ی َ ] ( اِخ ) یکی از دهستانهای نه گانه بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت ، که از 78 آبادی تشکیل شده و 3785 تن سکنه دارد. و مرکز آن قریه درمزار است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

دانشنامه عمومی

ساردوئیه (فاریاب). ساردوئیه یا بلوچستانی، روستایی در دهستان حور بخش حور شهرستان فاریاب در استان کرمان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲۳۲ نفر ( ۶۴ خانوار ) بوده است. [ ۱]
عکس ساردوئیه (فاریاب)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

ساردوئیه ( درب بهشت، ساردو ) بین کرمان و جیرفت. با مردم عمدتا ترک تبار هایی که در سده های گذشته از شمال افغانستان و آسیای میانه مهاجرت کرده اند و با بومیان ترکیب شده اند. اما زبان شان به مرور زبان فارسی شده. با ساردوئیه شهرستان فاریاب فرق دارد. کلمه سارد احتمالا شکل پارسی میانه سرد است. اصطلاح ساردو لفظ محلی است همان ه معرفه مثلا پسرو بجای پسره، دخترو بجای دختره.
...
[مشاهده متن کامل]

پسوند ئیه اصلا ترکی نیست و کاملا عربیه. مثل لاذقیه، اسکندریه، روسیه، ناصریه. تحت تاثیر حکومت اعراب. این شکل نام گذاری وارد فارسی شده و هنوز هم برای ساخت واژه استفاده میشه که نادرسته.

ساردوئیه از سرد بودن میاد. در زبان عامیانه میگویند ساردو. که به نظر از سرد آمده و پسوند و که در جیرفت کاربرد زیادی در قدیم داشته گرفته شده. و سردو کم کم ساردو شده. مثال و پسوند : باغ باغو و تاریکو و غیره
ساردوئیه به نظر می رسد. تحریف شده ی واژه ی ساری قیه ( صخره ی زرد ) باشد. همانطور که می دانید قاف در زبان فارسی نیست. وقاف در زبان عربی وترکی هست . تحریف کننده با حذف قاف و بی معنا کردن کلمه خواسته از کلمه
...
[مشاهده متن کامل]
ی ترکی رهایی یابد ولی غافل از اینکه هنوز ساری ( زرد ) همان جا جا گذاشته ( قره قیه، آخماقیه؛ گوموش قیه؛ قیزیل قیه، دینقا قیه؛ خوی قیه. . . . . . . . آخما قیه را اخمقیه ( بر وزن احمق با عرض معذرت ) و گوموش قیه را دمشقیه ( دمشق سوریه ) و ساری قیه را سارقیه ( از سرقت، دزدی کردنبا عرض معذرت ) رضا پالانی تحریف کرده است

ساردوئیه - یا همان ساری - دور - یری ( زرد است زمین اش ) ترجمه تحت الفظی از کلمه مذکور است