زیررکابی ؛ شمشیری که در سابق آن را پهلوی اسب می بسته اند. ( از انجمن آرا ) . || طبقچه. ( انجمن آرا ) ( یادداشت مؤلف ) ( از برهان ) ( غیاث اللغات ) ( از فرهنگ جهانگیری ) . || پیاله می ، و آن پیاله ای است دراز پهلودار. ( شرفنامه منیری ) . پیاله و نعلبکی و بشقاب. ( یادداشت مؤلف ) . پیاله و نعلبکی است. پیاله شراب. ( آنندراج ) ( از برهان ) ( غیاث اللغات ) . نعلبکی. ( از فرهنگ جهانگیری ) . قمعل و قمعول ، نوعی از رکابی. ( منتهی الارب ) :
... [مشاهده متن کامل]
حل کرد در رکابی صد مه طلای مهر
وصف ترا به هفت قلم آسمان نوشت.
تأثیر ( از آنندراج ) .
... [مشاهده متن کامل]
حل کرد در رکابی صد مه طلای مهر
وصف ترا به هفت قلم آسمان نوشت.
تأثیر ( از آنندراج ) .