زکان
لغت نامه دهخدا
زکان. [ زَ ] ( اِخ ) از قرای سمرقند. رجوع به نزهةالقلوب ج 3 و الانساب سمعانی و زکانی شود.
فرهنگ فارسی
از قرائ سمرقند
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
گویش مازنی
پیشنهاد کاربران
واگویه
با خود حرف زدن و سخن گفتن
نجوای با خود
ژکان
ژکیدن
زکان صنع کردی گوهری ساز
وزان گوهر محیط هستی آغاز
✏ وحشی بافقی
با خود حرف زدن و سخن گفتن
نجوای با خود
ژکان
ژکیدن
زکان صنع کردی گوهری ساز
وزان گوهر محیط هستی آغاز
✏ وحشی بافقی