زلک

لغت نامه دهخدا

زلک. [زَ ل َ ] ( اِ ) اخگر. زغال افروخته. آتش پاره. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به لسان العجم شعوری ج 2 ص 34 شود.

زلک. [ زَ ل َ ] ( اِ ) بمعنی زلو باشد. ( آنندراج ). زالو. علق. ( ناظم الاطباء ). رجوع به لسان العجم شعوری ج 2 ص 35 شود.

فرهنگ فارسی

اخگر و زغال افروخته و آتش پاره

دانشنامه عمومی

زلک (آلمان). زلک ( به آلمانی: Selk ) یک شهر در آلمان است که در اشلسویگ - فلنسبورگ واقع شده است. [ ۱] زلک ۸۱۱ نفر جمعیت دارد.
عکس زلک (آلمان)عکس زلک (آلمان)عکس زلک (آلمان)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

زلک در چابهار اسم خانم است.
به نظر می رسد شکل صحیح آن زرک باشد که چون با تلفظ یکی از لهجه های بلوچی گفته شده، کارمند ناآگاه اداره ثبت احوال آن را به صورت زرک ثبت کرده است.