زل زل نگاه کرد
لغت نامه دهخدا
پیشنهاد کاربران
زُل = خیره شدن
�ظِل: سایه
زِل: شدتِ گرما
ضُِل: گمراهی
املای "زِل آفتاب" به معنای "نهایتِ تابش و سوزندگیِ آفتاب" به این صورت درست است،
املای در "ظلِ" عنایتِ. به معنی در "سایهٔ" عنایتِ. "، به همین صورت است،
�ظِل: سایه
زِل: شدتِ گرما
ضُِل: گمراهی
املای "زِل آفتاب" به معنای "نهایتِ تابش و سوزندگیِ آفتاب" به این صورت درست است،
املای در "ظلِ" عنایتِ. به معنی در "سایهٔ" عنایتِ. "، به همین صورت است،