زل زل نگاه کرد

لغت نامه دهخدا

زل زل نگاه کردن. [ زُ زُ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خیره خیره دیدن کسی را. خیرخیر نگاه کردن. بربر نگاه کردن. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زل زدن شود.

پیشنهاد کاربران

زُل = خیره شدن
�ظِل: سایه
زِل: شدتِ گرما
ضُِل: گمراهی
املای "زِل آفتاب" به معنای "نهایتِ تابش و سوزندگیِ آفتاب" به این صورت درست است،
املای در "ظلِ" عنایتِ. به معنی در "سایهٔ" عنایتِ. "، به همین صورت است،