زراندو

پیشنهاد کاربران

• برابر پارسی برای واژگان زیر؛
١. بانک؛ زَراَندو ( به معنای جایی برای اَندوختن زَر است. ) این واژه میتواند برابر پارسی شایسته ای برای واژه بانک باشد.
٢. حساب بانکی؛ شماره زَراَندو
٣. کارت بانکی؛ سیاهه زَراَندو
...
[مشاهده متن کامل]

۴. سپرده بانکی؛ سپرده زَراَندو
۵. بانکدار؛ زَراَندودار، زَراَندوگر
۶. بانکداری؛ زَراَندوداری، زَراَندوگری
٧. تسهیلات بانکی؛ آساینده زَراَندو
٨. شعبه بانک؛ شاخه زَراَندو
٩. مدیر بانک؛ گرداننده زَراَندو
١٠. رئیس بانک؛ فَرنشین زَراَندو
١١. کارمند بانک؛ کارمند زَراَندو
١٢. مشتری بانک؛ زَراَندوز
١٣. وام بانکی؛ وام زَراَندو
١۴. بانکداری نوین؛ زَراَندوداری نوین، زَراَندوگری نوین

زَراَندو به معنای جایی برای اَندوختن زَر است.
این واژه میتواند برابر پارسی شایسته ای برای واژه بانک باشد.