زرافات

لغت نامه دهخدا

زرافات. [ زَ ] ( ع اِ ) ج ِ زَرافة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به زرافة شود.

زرافات. [ زَرْ را ] ( ع اِ ) چوبی که در سر آن رسن بندند و در طرف دیگر دلو و مانند آن بسته بدان آب پاشی نمایند. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). منازفی که آب بدانها کشند کشت را و آنچه بدان ماند. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

چوبی که در سر آن رسن بندند و در طرف دیگر آن دلو و مانند آن بسته بدان آب پاشی نمایند

پیشنهاد کاربران

زرافة ) زرافة. [ زَ ف َ / زَرْ را ف َ ] ( ع اِ ) جماعت مردم یا ده کس از ایشان. ج ، زرافات. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) . || ده یا بیست تن از مردم. ( از اقرب الموارد ) .
...
[مشاهده متن کامل]

"و رایت العسکری المکلف بالحراسة یطرد زرافات النساء المجتمعات فی ثیابهن السود "
یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص٣٤