زَدار کامگی : زدار به معنی میل به از میان بردن است . زدار صفت فاعلی از فعل زدن است . در زبان پارسی میانه معنای از میان برنده دارد .
مثال :
اهریمن در تاریکی ، به پس دانشی ، و زدارکامگی ، فروپایه بود .
یعنی اهریمن در جهان زیرین به بی خردی و ازبین بردن مشغول بود.
مثال :
اهریمن در تاریکی ، به پس دانشی ، و زدارکامگی ، فروپایه بود .
یعنی اهریمن در جهان زیرین به بی خردی و ازبین بردن مشغول بود.
واژه ( زَدارکامه ) در نبیگ ( کتاب ) بُندهش آمده است و به کسی یا کسانی اشاره دارد که میل به ویرانی، تباهی و کشت و کشتار دارند و با هر اندیشه و آموزه ای که ناهمسو با آنهاست، سرِ ستیز دارند.
این واژه از چهار تکواژ ساخته شده است ( زد: ( ستاکِ گذشته از کارواژه زدن ) /ار:اسم مصدر/کام/ه ) .
... [مشاهده متن کامل]
این واژه عموما با واژه ( تروریست ) که ما امروزه در گفتار و نوشتار خود بکار می بریم، هم معنا می باشد.
تروریست=زَدارکامه
تروریسم= زَدارکامگی
تروریست ها= زَدارکامگان
این واژه از چهار تکواژ ساخته شده است ( زد: ( ستاکِ گذشته از کارواژه زدن ) /ار:اسم مصدر/کام/ه ) .
... [مشاهده متن کامل]
این واژه عموما با واژه ( تروریست ) که ما امروزه در گفتار و نوشتار خود بکار می بریم، هم معنا می باشد.
تروریست=زَدارکامه
تروریسم= زَدارکامگی
تروریست ها= زَدارکامگان