زبان در کام دزدیدن ؛ کنایه از ساکت شدن و خاموش ماندن. ( آنندراج ) ( ارمغان آصفی ج 2 ص 5 ) :
زبان تا بود گویا تیغ می بارید بر فرقم
جهان دارالامان شد تا زبان در کام دزدیدم.
صائب.
زبان تا بود گویا تیغ می بارید بر فرقم
جهان دارالامان شد تا زبان در کام دزدیدم.
صائب.