زبان خوارزمی ( خوارزمی: زڨاک ای خوارزم zβ'k 'y xw'rzm ) ، زبانی ایرانی از شاخهٔ شمالی زبان های ایرانی میانه شرقی است که تا اواخر سده هشتم هجری/ چهاردهم میلادی در سرزمین خوارزم زنده بود و سپس زبان ازبکی جای آن را گرفت. این زبان هم خانوادهٔ زبان های سغدی، ختنی ( سکایی ) ، اُسِتی ( آسی ) و پشتو و همچنین هم ردیف با برخی لهجه های ایرانی فلات پامیر است.
... [مشاهده متن کامل]
به نوشته ابوریحان بیرونی، زبان خوارزمی در دوره او زبانی زنده بوده است. وجود عبارت های خوارزمی در متون قرن ششم و هفتم ه. ق/ دوازدهم و سیزدهم م. ( در نسخه های خطی قرن هشتم/چهاردهم ) نشان می دهد که بخشی از ساکنان خوارزم در این دوره با آنکه احتمالاً دوزبانه بوده اند، هنوز این زبان را می دانستند.
در پنج سدۀ نخستین اسلامی، دانشمندان بسیاری از دیار خوارزم برخاستند که از محمد خوارزمی و ابوریحان بیرونی و ابولقاسم محمود بن عمر الزمخشری ملقب به «فخر خوارزم» ( مؤلف مقدمة الادب ) است که اثر او، در قالب فرهنگ، حاوی بدنه اصلی واژگان موجود زبان خوارزمی است. علاوه بر این افراد، نجم الدین کبری، فخر رازی و مجدالدین بغدادی را می توان نام برد.
دو منبع برای زبان خوارزمی وجود دارد که در ویژگی اختصاصی نسبت به هم شباهتی ندارند ولی هر یک مکمل دیگری هستند. نخست کتاب های فقهی و حقوقی، بیشتر از همه قنیه المنیه، عبارت و جملاتی در دست داریم. از سوی دیگر واژه های خوارزمی در کتاب مقدمه الادب موجود است، که نسخه خطی آن را احمد زکی ولیدی طوغان در ۱۹۷۴ منتشر کرد.
بیشتر واژگان خوارزمی را که برای ما نگهداشته شده، می توان از میان سطور یک دست نوشته ( حدود ۵۹۶ ق/ ۱۲۰۰ م ) ، یعنی لغت نامه ارزشمند عربی مقدمه الادب از زمخشری، مؤلف دیگر بومی خوارزمی بدست آورد. برخی نسخه های دیگر از همین اثر اندک، شمار اندکی از این گونه واژه ها را در بر می گیرند. در برابر مدخل های کی نواخت این لغت نامه، متن خوارزمی که به هر شکل مانده اند، روی بیش از ۴۰۰ واژه یا جمله ناقص نقل شده، دربارهٔ شرح و تفسیر موضوعی فقهی، به جز کتاب های فقهی و حقوقی عربی دربرگرفته از خوارزمی، در دسترس هستند: یتیمة الدهر تألیف علاءالدین تَرجمانی ( درگذشت ۶۵۵ ق/ ۱۲۵۷ م ) منیه الفقها تألیف فخرالدین قبازنی و یک تکلمه بعدی، قنیه المنیه تألیف مختار زاهدی غزمینی ( درگذشته ۶۵۸ ق، ۱۲۶۰ م ) .


... [مشاهده متن کامل]
به نوشته ابوریحان بیرونی، زبان خوارزمی در دوره او زبانی زنده بوده است. وجود عبارت های خوارزمی در متون قرن ششم و هفتم ه. ق/ دوازدهم و سیزدهم م. ( در نسخه های خطی قرن هشتم/چهاردهم ) نشان می دهد که بخشی از ساکنان خوارزم در این دوره با آنکه احتمالاً دوزبانه بوده اند، هنوز این زبان را می دانستند.
در پنج سدۀ نخستین اسلامی، دانشمندان بسیاری از دیار خوارزم برخاستند که از محمد خوارزمی و ابوریحان بیرونی و ابولقاسم محمود بن عمر الزمخشری ملقب به «فخر خوارزم» ( مؤلف مقدمة الادب ) است که اثر او، در قالب فرهنگ، حاوی بدنه اصلی واژگان موجود زبان خوارزمی است. علاوه بر این افراد، نجم الدین کبری، فخر رازی و مجدالدین بغدادی را می توان نام برد.
دو منبع برای زبان خوارزمی وجود دارد که در ویژگی اختصاصی نسبت به هم شباهتی ندارند ولی هر یک مکمل دیگری هستند. نخست کتاب های فقهی و حقوقی، بیشتر از همه قنیه المنیه، عبارت و جملاتی در دست داریم. از سوی دیگر واژه های خوارزمی در کتاب مقدمه الادب موجود است، که نسخه خطی آن را احمد زکی ولیدی طوغان در ۱۹۷۴ منتشر کرد.
بیشتر واژگان خوارزمی را که برای ما نگهداشته شده، می توان از میان سطور یک دست نوشته ( حدود ۵۹۶ ق/ ۱۲۰۰ م ) ، یعنی لغت نامه ارزشمند عربی مقدمه الادب از زمخشری، مؤلف دیگر بومی خوارزمی بدست آورد. برخی نسخه های دیگر از همین اثر اندک، شمار اندکی از این گونه واژه ها را در بر می گیرند. در برابر مدخل های کی نواخت این لغت نامه، متن خوارزمی که به هر شکل مانده اند، روی بیش از ۴۰۰ واژه یا جمله ناقص نقل شده، دربارهٔ شرح و تفسیر موضوعی فقهی، به جز کتاب های فقهی و حقوقی عربی دربرگرفته از خوارزمی، در دسترس هستند: یتیمة الدهر تألیف علاءالدین تَرجمانی ( درگذشت ۶۵۵ ق/ ۱۲۵۷ م ) منیه الفقها تألیف فخرالدین قبازنی و یک تکلمه بعدی، قنیه المنیه تألیف مختار زاهدی غزمینی ( درگذشته ۶۵۸ ق، ۱۲۶۰ م ) .

